تبليغاتX
مــن هميشه باهاتــــم

مــن هميشه باهاتــــم

حرف های روز مره و...........

خود شناسی

سلام

می خواستم تو اين پست در مورد تفاوت بين دخترا و پسرا مطلب بذارم . . . .  داشتم مطلب می نوشتم که چشمم به اين تست روانشناسی افتاد خیلی دقیق هست  . . . .  البته به شرطی که تقلب نکنين . . . .

اگه می خواين نتيجشو  ببينين مرحله به مرحله جلـــــــــــــــو برين . . . .  رو جوابای که می دين فکر کنين . . .  تا وقتی که يه مرحله را با حوصله انجام ندادين به مرحله ی بعد نرين .   . . .  یهو نرین نتیجه رو  بخونین هااااااااا

از ما گفتن  . . . .  

بعداً  ،  نظرتون رو برام بنويسين .  

خب . .  .حالا يك قلم و يك برگ كاغذ آماده كنيد.

از بالا به پايين  اعداد ۱ تا  ۵  رو به صورت ستونی زير هم بنويسيد .

 

مرحله ی اول -  جلوی عدد های « ۱ » و « ۲ » شما بايد اسم دو تا حيوان رو به ترتيبی که دوستشون دارين بنويسين . يعنی اونی که بيشتر دوستش دارين ميشه شماره ی يک و اون يکی ، ميشه شماره ی دو .  

مرحله دوم -  حال جلوی اسم هر کدوم از حيواناتی که نوشتين، سه  تا خصوصيت حيوان رو بنويسيد که به خاطر اون خصوصیت ،  اون حیون رو دوست دارين .

مرحله ســـوم - جلوی شماره های« 3 » و « 4 »  به ترتيب  عبارتهای « دریــــــا » و « جنــــــگل » رو بنويسيد.

مرحله چهـــارم - تو ذهنتون دريا رو مجسم کنين ، انگار که الان رو به روتونه. . . و جلوی عبارت « دريــــــــا » ، سه تا نظر در باره ی دريا بنويسين . هر ويژگی خوب يا بد که به نظرتون می رسه ، چه از دريا خوشتون مياد يا چه بدتون مياد . هر جور که در باره اش فکر می کنين .

مرحله پنجـــم - در مورد « جنگل »  هم  مثل مرحله ۴ عمل کنين . طوری جنگل رو تجسم کنين که انگار الان داخلش هستين و بعد ۳ تا نظر در بارش بنويسين .چه خوب چه بد مهم نيست .

 

اینجوری می شه  :

۱- حيوانی که بیشتر دوستش دارين:    ويژگی اول  / ويژگی دوم  /  ويژگی سوم

۲- حيوان بعــــــــــــــــــــــــــــــدی :    ويـژگی اول  /  ويژگی دوم  / ويژگی سوم

۳-  دريــــا :    نظر اول / نظر دوم / نظر سوم

۴- جنگـل :    نظـر اول  / نظر دوم / نظر سوم

۵ -

 

مرحله ی آخر - جلوی شماره ۵  ، کلمه ی « رودخانه » رو  بنويسين . حالا همون جنگلی  که نظرتون رو دربارش نوشتين ، يه بار ديگه توو ذهنتون مجسم کنين . . .  بعد فکر کنين اگر از وسط اون جنگل يه رودخونه رد بشه ، دوست داريد اون رودخونه « کوچک» باشه ، « متوسط » باشه ، يا « بزرگ » باشه . جلوش نظرتون رو در اين باره بنويسين .

 

 

و اما مرحله نتيجه گيری . . .

 ويژگی هايی که برای حيوان اول نوشتين ، تصور خودتون از خودتون هست . يعنی هرچی اونجا نوشتين خصوصيات خودتون هست .

ويژگی هايی که برای حيوان دوم نوشتين ، تصورات ديگران نسبت به شماست . يعنی هرچی اونجا نوشتين ، ديگران نظرشون نسبت به شما همونه .

دريا ، تصور انسان از زندگيه ، هر چی در موردش نوشتين ، در حال حاضر تصور شما از زندگی همونه . 

خصوصياتی که برای جنگل نوشتين ، نشون ميده که شما چه نظری در مورد مرگ دارين .

و اما رودخانه . . . شما بر حسب اينکه رودخانه را «کوچک» يا «متوسط» يا «بزرگ» انتخاب کرده باشين ، به ترتيب آدم  «محافظه کار » يا  « ميانه رو » يا « تند رو  و  افراطی » هستين . جالب اينجاست که بعضی ها برای رودخونه ی خودشون ، آبشار و غيره هم در نظر ميگيرن .

 

اگر تمام مراحل رو درست انجام داده باشين و تقلب هم نکرده باشين ، فکر کنم الان بايد از تعجب خشکتون زده باشه ، چون اين تست در ۹۰ درصد موارد درست جواب ميده .

 

نظر . . . . .  . . نظر تون رو درباره این تست می خوام  . . . . 

 

فعلاً بای بای

                           

--------------------------------------------------------------------------------

این جاده یک طرفه را باور کنیم و به راه افتیم و هرگز منتظر عبور کسی از مقابلمان و یا کنارمان نباشیم . حرف آخر :

- آدمی تنها به دنیا می آید و تنها عاشق میشود و تنها هم می میرد ...و این بزرگترین رنج بشر است ، و شاید هم بزرگترین فضلیت آدمی ...مهم این است که ما در تنهائی و سکوت فطری مان ، چگونه به این واقعیت نگاه کنیم .

من به نوبه خودم تنهائی ام را فضلیت با عزتی در یافتم . از شما بی خبرم ؟!

 

گزیده ای از نوشته های وبلاگ جانباز سفر کرده                 sezar1.blogfa.com       -   یادش گرامی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 23:10  توسط شیوا  | 

چه کسی جز تو

چه کسی جز تو می تونست منو در آغوش بگيره

و دنيا را از حرکت باز دارد ،

چه کسی جز تو می تونست مرا آگاه سازد

به بهترين شکل ممکن ،

 

چه کسی جز تو می تونست دستم رو بگيره

و مرا به سرزمين رويا ها ببرد ،

چه کسی جز تو می تونست چنان وجدی به من بده

که از خوشی فرياد کشم  

 

چه کسی جز تو می تونست منو با عشق پيوند دهد

و قلبم را بگشايد ،

 

چه کسی جز تو می تونست تک تک ستاره ها رو

به زمين بياره ،

 

چه کسی جز تو می تونست به من بگه

" همانگونه که هستی دوستت دارم " ،

 

حتی يک نفر هم نمی تونست

مثل تو باشد ،

پس من هم کسی را مثل تو

دوست نخواهم داشت .

 

                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 11:53  توسط شیوا  | 

دوستتون دارم

سلام

چند روز پیش مطلبی تو وبلاگ یکی از دوستان خوندم که با اجازش چند خطی از این وبلاگ رو اینجا می نویسم .

نمی دونم تا حالا شده بخوای خودت رو شاد نشون بدی اما ته دلت ؛ اون گوشه تنهاییهات ؛یک جایی اون کنار گوشه قلبت بی صدا اشک بریزی؟یا مثلا تنها به خاطر آبی موندن آسمون ،راز دلتو تو اعماق زمین مدفون کنی؟  تا حالا شده تو برزخ تصمیم گرفتار بشی؟ندونی چی درسته چی غلط؟
تا حالا شده سعی کنی به قلبت دروغ بگی؟ بگی خوشحال شدی؟ بگی شادی ؟

 

اين نوشته  يه تلنگری به من زد و بهانه ای شد برای اين پست .  خيلی به اين واژه ها دقت کردم ، رو تک به تک جملاتش موندم . . . . . جوابشم دادم . . . . .

آره . . . .  .  شده  ، شده که بخوام خودمو شاد نشون بدم اما ته دلم اشک بريزم . . .  آره . .  . . .شده بخاطر آبی موندن آسمون ، رازمو مدفون کنم . آره . . . . شده که تو برزخ زندگی گرفتار بشم ، ندونم چی درسته ، چی غلط ، خیلی هم شده . مگه می شه برای کسی اين اتفاقا نیافتاده باشی ؟؟؟؟؟ که مطمئناً اينطور نیست .

 

راستش من به خيلی از وبلاگها که سر می زنم ، همش غم می بينم و غصه !! نمی دونم چرا اينطوریی !!! چرا ما ؟ . . . .  اونم تو جونی . . . . .   فکر کنم يه جای کار می لنگه . . . . . .

 

ما يا شادی نداريم يا نمی خوام  بهشون فکر کنيم ! يا بدی اينقد زياده که تمام خوبی ها رو  کم رنگ کرده . . . . . !!!   نمی دونم چرا دنيا رو اينقدر غـــــــــــــــــم گرفته !!

ولی یه چيزی که هست اينه ، ديد هر کسی نسبت به هر موقيعيت چی ؟ هر کسی ممکنه تو يه موقعيـت مشابه  عکس العمل های متفاوتی از خودش نشون بده . راستش ما . . .  هممون وقتی يه مشکلی برامون پيش  احساس می کنيم خيلی تنهايیم ، فکر می کنيم فقط اين ماييم که فقط مشکل داريم ، مشکل تنها برای ماست و ما تنها برای مشکل !!!

راستش من خودمم هم همين تا چند وقت پيش همين حس رو داشتم ولی تا کی . . . .  تا کی بايد اينجوری فکر کرد . بايد به خودمون یه چيزایی بقبولنيم . . . . بايد از یه زاويه ديگه ای هم به مشکل نگاه کنيم . 

 

دوستان . . . . خیلی از ما آدما در کنار غم هایی که داریم مطمئناً شادی هم داریم . چه خوبه به اوناهم فکر کنیم . چرا همش به تنهاییمون فکر کنیم . بابا ما حتماً کسی رو داریم که مارو دوست داره و به وجود ما احتیاج داره . ما چرا اونا رو نمی بینیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!

 

می دونی چی ؟ من بازم مطمئنم که اين روزای سختم می گذره . . . . .  می گذره تا ما قدر لحظات خوب زندگی رو بيشتر بدونیم . هممون  اينو خيلی خوب می دونين ولی بعضی اوقات خودمون رو می زنيم به اون راه . . . . . .  مگه نه ؟

 

نظرتون راجع به مطالب پايين چی ؟ . . . . .  دوست دارم روش فکر کنين  . . . .  .

-    حداقل پنج نفر در اين دنيا تو رو دوست دارند . آنقدر که حاضرند به خاطر تو بميرند .

-    حداقل پانزده نفر در اين دنيا تو را به دلايلی دوست دارند .

-    تنها دليلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد اين است که می خواهد مثل تو باشد .

-    يک لبخند تو می تواند برای هر کسی خوشبختی بياورد ، حتی اگر او از تو خوشش نيايد .

-    هر شب کسی با فکر تو به خواب می رود . مطمئن باش

-    تو برای يه نفر يک دنيايی .

-    بدون تو شايد کسی نتواند به زندگی ادامه دهد .

-    تو فردی بخصوص و بی همتايی ، اما به روش خودت .

-    کسی که تو حتی از وجودش بی خبری ، تو را دوست دارد .

-    وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده ، نگاهی بينداز . . . . . بيشتر مانند اين است که تو به دنيا پشت کرده ای .

-    هميشه احساسات را بيان کن ، به اين ترتيب ديگران از آن باخبر می شوند .

-    اگر دوست خيلی خوبی داری ، زمانی برايش بگذار تا دريابد که چقدر برايت با ارزش است .

 

  

دوستتون دارم . . . . . . . .  . . .  همتونو . . . .  حداقل یکی از اون 15 نفری که شما رو دوست دارن ؛ منم .

بگردين دنبال 14 نفر ديگه . . . .  .

 

                  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 13:42  توسط شیوا  | 

قوانین مورفی

 

سلام

نمی دونم نظرتون در مورد قوانين مورفی چيه ؟  قـوانين مورفي افزون بر هـزاران قانون هست  كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان جمع آوری شده  و مـجـموعـه اي از قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـت كـه اكثر آنها از بدبيني  نشأت گرفته و جنبه شوخي داره ولی بسـياري از آنها واقعيت دارند .

حالا گزیده ای از اين قانون رو بخونيد ، بعدشم نظر يادتون نره ها   ;)

 

1- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!

2- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!

3- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!

4- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!

5- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!

6- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!

7- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!

8- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!

9- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!

10- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!

11- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!

12- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد ميخواهيد!

13- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!

14- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد ذاشت!

15- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!

16- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!

17- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!

18- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساخت است!

19- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!

20- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!

21-   0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترس بودن
(معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!

22- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!

23- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

24- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!

25- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!

26- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!

27- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!

28- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.

 

 

فعلاً بای بای همتونو دوستتون دارم  .

 

 

                    

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 13:58  توسط شیوا  | 

 

اين روزا دلت با ما نيســت

                   نگفتــــــــــــــــــــم چـــرا   

                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 13:47  توسط شیوا  | 

بــــــــــــــــارون

 

بازم صدای شر شر بارون می ياد ، بازم آسمون داره می باره ،

ايندفعه انگار آسمون دلش بدجوری گرفته ،

 

                        

                                                     

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بی بهونه می باره !! به کسی توجه نمی کنه ، از کسی خجالت نمی کشه ، می باره و می باره ، اينقد می باره تا که دلش وا شه ، آبی شه ، آفتابی شه !!

 

کاش . .  .

 

کاش میشد مثل آسمون بود .

کاش میشد وقتی دلت گرفته ، اونقدر بباری تا بلاخره آفتابی شی ؛ بعدشم  انگار نه انگار که بارشی بود ؛ انگار نه انگار که غمی بوده . . .  همه چيز فراموشت شه .  . .  

 

کاش می شد . . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 23:11  توسط شیوا  | 

کوهنورد

 

اين داستان مربوط به کوهنورديست که می خواست بلند ترين قله را به تنهايی فتح کند .

او شروع به بالا رفتن کرد . اما دير وقت بود ، به جای چادر زدن به بالا رفتن ادامه داد . تا اينکه هوا تاريک تاريک شد . سياهی شب بر کوهها سايه افکنده بود و کوهنورد قادربه ديدن هيچ چيز نبود . همه جا تاريک بود . ماه هم پشت ابر ها بود و چيزی ديده نمی شد . در چند قدمی قله پايش لغزيد و پرتاب شد . در حال سقوط فقط نقطه های سياهی می ديد و به طرز وحشتناکی  در جاذبه زمين فرو می رفت . . . . ناگهان درست در لحظه ای که مرگ را در نزديکی خود می ديد ، حس کرد طناب دور کمرش او را بشدت می کشد . ميان آسمان و زمين معلق مانــــد . . . 

فقط طناب بود که او را نگه داشته بود . فرياد زد : خدايا ، خدايا . . . . کمکم کن . . .

ناگهان صدايی شنيد :  از من چه می خواهی ؟

-  نجاتم بده .

- يقين داری که می توانم نجاتت دهم ؟

- بله باور دارم .

- پس طناب را قطع کن !

مرد به فکر فرو رفت . . .  و با تمام قدرت طناب را چسبيد  .

 

فردای آن روز گروه نجات گزارش دادند : جسد يخ زده کوهنوردی پيدا شده . . .  در حاليکه از طنابی آويزان بود و با دستهايی که محکم طناب را چسبيده فقط چند قدمی تا زمين . . . .

درباره تقدير خدا شک نکنيم ، هيچوقت  نگيم ما را رها کرده ، می دانم که او هميشه با دست راستش ما را در آغوش گرفته ، فقط بايد سعی کنيم حسش کنيم .

يه روزهايی بود که فکر می کردم خدا منو فراموش کرده !!! فکر می کردم منو نميبينه !!!

ولی حالا مطمئنم که چقدر اشتباه می کردم ، من خدا رو فراموش کرده بود . . . من بودم که نمی خواستم . . . . ولی حالا هم با تمام وجودم احساسش می کنم .  

 

مطمئن باش خدا هيچوقت تو را ترک نمی کنه . . .  اين توی که بايد حسش کنی .

 

عاشق خدا باش

                      

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 10:31  توسط شیوا  |